«دانشكده پزشكي جندی شاپور اهواز»

 

مختصري از سير تاريخي دانشگاه گندي شاپور ساساني تا دانشكده پزشكي اهواز

 

« شهر گندي شاپور يا جندي شاپور»

اردشير بابكان معتقد بوده است ايران زمين برتري خود را بايد به ياري شمشير و دانش بدست آورد. همچنان كه ابن نديم و مورخين ديگر نوشته‌اند اردشير كساني را به چين و هند و يونان و روم و اسكندريه و انطاكيه و نقاط ديگرجهان فرستاد تا كتابهاي پراكنده علمي را كه در روزگاران گذشته از ايران به آن نقاط راه يافته و يا ترجمه شده بود ،گردآوري كنند و براي بررسي و ترجمه به ايران بياورند. او گذشته از اين كار ، گروهي از كارشناسان و دانشمندان دربار را براي بازديد و نقشه برداري از كليه حوزه‌هاي علمي و مدارس بزرگ جهان به يونان و روم و انطاكيه و اسكندريه و هند گسيل داشت تا مقدمات تأسيس مدرسه‌اي عظيم را در ايران فراهم آورد. او با اين اقدامات اساسي و بنيادي خود در واقع شالوده‌ي دانشگاه بزرگي را كه بعدها به نام دانشگاه گندي شاپور مشهور گشت ، ريخت ولي اجل مهلتش نداد كه خود آن را تأسيس و افتتاح نمايد و به فرزند برومندش شاپور وصيت كرد كه اگر مي‌خواهي نام تو و سلسله من جاوداني باشد به تأسيس دانشگاهي كه مقدمات آن را فراهم كرده‌ام دل بند و همت كن تا رستگار شوي و نامت جاودان ماند.(منبع 1 ص 7)

شاپور اول پادشاه ساساني فرزند اردشير بابكان در سال 260 ميلادي با شكست امپراطور بزرگ والريانس بر كشور روم فاتح و فرمانروا مي‌شود. شاهنشاه فاتح ايران دستور ميدهد براي عده كثيري از روميان صاحب فنون و صنعت و دانشمندان علوم از قبيل فلسفه و طب و پيشوايان مذهبي كه بنا بروايات تاريخي به ايران پناهنده شده اند در هيجده كيلومتري جنوب شرقي دزفول و پنجاه كيلومتري شمال غربي شوشتر شهري بنا شود كه اين شهر بنام گندي شاپور يا جندي شاپور نامگذاري گردد.( منبع 2  – ص 9)

چگونگی انتخاب نام جندي شاپور

در خصوص وجه تسميه جندي شاپور سخنان گوناگوني گفته شده كه يكي از آنها سخن« قفطي » فيلسوف نامدار عرب است وي كلمه «جند شاپور» را مركب از دو نام خاص « جندا » و « شاپور » دانسته كه « جندا » نام مالك زمين آن شهر بوده و « شاپور » شاهنشاه ساساني نيز خريدار آن زمين و بنيان‌گذار شهر.

روايت ديگر درباره نام اين شهر كه معتبرتر مي نمايد ، روايت مجمل التواريخ والقصص است كه كلمه جندي شاپور را دگرگون شده كلمه « به انديوشاپور » « وه انتيو شاه پوهر» دانسته و نوشته است كه به از انديو شاپور ، جندي شاپور است از خوزستان ، « انديو » نام « انطاكيه » است به زبان پهلوي ، به از انديو يعني از انطاكيه بهتر است . بدين ترتيب آنچه از مجموعه آراء و عقايد مورخان معتبر حاصل ميگردد اينست كه شاپور خواسته است در ناحيه اي پر بركت و سبز و خرم از سرزمين خوزستان شهري مانند انطاكيه روم و حتي بهتر از آن بنيان‌گذار و از همين رو شهر را به زبان پهلوي ، يعني زبان رسمي كشور « وه انتيوشاه پوهر » ناميده كه « وه » صورت قديمي كلمه « به انتيو » يا « انديو» صورت اصلي انطاكيه و شاه پوهر نيز صورت كهنه شاپور است و بر روي هم معني ، « شهر شاپور بهتر از انطاكيه » ميدهد. كلمه « وه انتيو شاه پوهر » اندك اندك تبديل به « وه انديو شاپور» و « وه اندي شاپور» و « وندي شاپور» و « گندي شاپور» شده و در دوره هاي بعدي نيز معرب شده و به صورت « جندي شاپور » در آمده است .( منبع 1 -ص 71 تا 73 )

در خصوص وجه تسميه « جندي شاپور» به نقل از مندرجات « تمدن ساساني» واژه جندي شاپور معرب گندي شاپور و اصل كلمه « وه آنديو شاپور » Vehandev – I – Sahpur است وبه اختصار « وندي شاپور» به معني « به از انطاكيه است شهر شاپور » شده است.

دانشگاه جندي شاپور نه تنها كهن ترين دانشگاه ايران است بلكه يكي از كهن ترين دانشگاههاي جهان نيز به شمار مي رود. مقدمات تأسيس دانشگاه جندي شاپور را اردشير بابكان نخستين شاهنشاه ساساني در يكهزارو هفتصد و سي سال پيش از ميلاد فراهم آورده و پس از او فرزند برومندش شاپور رسماً آنرا افتتاح نموده است .شاپور پس از تأسيس و افتتاح دانشگاه جندي شاپور كتابهاي علمي نجوم ، پزشكي ، رياضيات ، فلسفه و حكمت موجود در هند و يونان و ديگر نقاط را گردآوري نمود. در تاريخ الحكما روايت شده است كه در سال بيستم سلطنت شاپور پسر اردشير يا خسرو انوشيروان ، پزشكان ايراني ، رومي ، يوناني و هندي به امر شاه در دانشگاه جندي شاپور تحت رياست پزشك مخصوص او « درستپد جبريل» يا « درستپاد جبريل» كه در واقع هم وزير بهداري بوده و هم رياست دانشگاه جندي شاپور را عهده دار بوده است انجمني بزرگ تشكيل دادند و نتيجه بحثها و تصميمات خود را در دفتري ثبت و ضبط كردند و در جايي مخصوص نگهداري نمودند. اين انجمن بعنوان « نخستين كنگره پزشكي جهان» در شهر جندي شاپور پايتخت كشور ثبت گرديد. ( منبع 1  – ص 1تا 5)

نوشته اند كه شهرت و حقيقت گويي در جلسات درس و بحث اين دانشگاه به حدي بوده كه حضرت علي علیه السلام را به منظور استادي دعوت نموده‌اند ولي به علت وظايف خطير آن حضرت ، دانشگاه جندي شاپور از اين افتخار محروم مانده است . آنچه از مباحث گذشته و شرح و تفصيل تواريخ در باره‌ي اين دانشگاه بدست مي‌آيد اين است كه بدون ترديد در طي شش قرن نام جندي شاپور مترادف با مركزي بوده است كه در آن علوم فلسفه، نجوم ، رياضيات و مخصوصاً پزشكي در حد اعلاي خود تدريس مي‌شده است.

تأليفات استادان جندي شاپور از زبانهاي پهلوي و هندي و يوناني به عربي ترجمه گرديد و به وسيله صليبيون به اروپا منتقل و در آنجا به زبان لاتين ترجمه شده و در قرون 15 تا 20 ميلادي به زبان‌هاي فرانسه، انگليسي و آلماني و نظاير آن برگردانده شد و اينك ريشه و اصول آن معارف در دانشگاه‌هاي مترقي دنيا تدريس مي‌شود.( منبع 4 ص 29)

به نقل از ابن نديم در كتاب معروف خود « الفهرست» : كتابخانه بزرگ گندي شاپور توسط اردشير بابكان پي‌ريزي و به كوشش فرزندش شاپور اول از لحاظ جمع‌آوري و ترجمه كتب، پيگيري و بالاخره در زمان انوشيروان دادگر براي دانشگاه بنيان نهاده شد. ( منبع 4 ص 25)

دانشگاه گندي شاپور از همان ابتداي احداث ، مركزيت علمي يافت و به فرمان شاپور اول تعدادي از كتب يوناني به زبان پهلوي ترجمه و در اين شهر نگهداري شد و در دوره دوم جهانداري وي بود كه اين دانشگاه بنيان‌گذاشته شد .

در اين دانشگاه از تجارب ملل مختلف چون طب ايرانيان و هندوان و يونانيان و اسكندرانيان و سريانيان استفاده مي شد و با تصرفاتي كه در آنها به عمل آمد طب ايراني از طب يوناني كاملتر گرديد.

در اين دانشكده طب يونان و ايران و هند هر سه آموخته مي شد ، مخصوصا اطباي هندي اين علم را به زبان پهلوي تدريس مي كرده اند و از اطراف و اكناف ، علما و بزرگان و دانش آموزان جهت فراگرفتن به اين مدرسه علمي مي آمدند و گندي شاپور در حقيقت يك مركز علمي و محل تلاقي و اختلاط علوم پزشكي ايراني و هندي و يوناني گرديد.

پيشرفت علم پزشكي در اين حوزه به حدي بالا رفته بود كه بر حسب نوشته يكي از مورخان ، اطباي گندي شاپور معتقد بودند كه واجد اين علم آنها تنها هستند و اين علم از بين آنها بيرون نخواهد رفت و ديگران را ‌آن مايه و مقدار نيست كه از آن استفاده برند.

گندي شاپور و دانشگاه علوم پزشكي آن در اواخر عهد ساساني به منتها درجه شهرت خود رسيد و تا زمان منصور خليفه عباسي ( 136تا158 هـ ) آباد و به همان كيفيت زمان ساسانيان بر جا بود ومركزيت داشت و قبل از توسعه شهر بغداد به اهميت آن افزوده گشت و معالج دربار خلفا ، استادان و رؤساي همين دانشگاه بودند. ( منبع 3-  ص 106تا 108)

بسياري از پزشكان سرياني و ايراني كه بعدها منشأ خدمات مهم پزشكي در قلمرو وسيع اسلامي شدند از اين دانشگاه برخاستند . چنانكه خاندان بختيشوع و عيسي بن شهلا و آل ماسويه و حنين از فارغ التحصيلان اين دانشگاه بودند. ( منبع 3 – ص 114)

ارزش و اهميت دانشگاه جندي شاپور چنان بوده است كه « حضرت رسول اكرم (ص) » ، «حارث بن كلده ثقفي» يكي از دانش آموختگان اين دانشگاه را علاوه بر آنكه بعنوان پزشك ويژه خود قرار داده اند بلكه بيماران را نيز براي درمان نزد وي راهنمايي مي فرموده اند. حارث بن كلده ثقفي علاوه بر طبابت يكي از منجمان آن زمان بوده است .  ( منبع 1- ص 114تا 115)

دانشگاه جندي شاپور از نظر خدمات ارزنده‌اي كه به جامعه بشريت نموده است بدون شك داراي ارزش و اهميتي خاص است و نظير آن را در دنياي قديم سراغ نداريم . با آنكه در آن روزگار تعصبات ديني و نژادي و قومي اساس زندگي مردم جهان بوده و هيچ ملتي به آساني اقوام ديگر را نمي‌پذيرفته است ، خوشبختانه در دانشگاه جندي شاپور از آن گونه تعصبات و كوته نظريها خبري نبوده و در دانشگاه بر روي همه‌ي ملتها و همه‌ي دانش پژوهان از هر قوم و دين و نژادي گشوده بود و هزاران تن زردشتي ، مانوي، صائبي، يهودي، عيسوي، هندو در كنار هم به تدريس و تحصيل مي پرداختند و فارغ از هر گونه تعصبات ديني و نژادي سرگرم كار خود بوده اند. دانشگاه جندي شاپور را به تمام معنا مي‌توان يك دانشگاه بين‌المللي و جهاني ناميد. بعبارتي ديگر جندي شاپور بزرگترين پايگاهي بود در تلاقي و پيوند انديشه‌ها و تعميم دانش بشري.( منبع 1- ص 121)

از جمله سنتهاي ديرين دانشگاه جندي شاپور در زمان شاپور اول عبارتند از :

برگزاري شوراهاي پزشكي ، برقراري نظام پزشكي ، تدريس موسيقي به دانشجويان رشته پزشكي و درمان بعضي دردها بوسيله سازهاي موسيقي مخصوصاَ «عود» از روشهاي ديرين اين دانشگاه بوده است. ( منبع 1  - ص 161)

استادان پزشكي دانشگاه جندي شاپور گذشته از بدن انسان ، از بدن ميمون يا ماكيان و ساير حيوانات نيز براي تشريح استفاده مي‌كرده‌اند و اين شيوه در دوره‌ي اسلامي نيز ادامه داشته‌ است، چنان‌كه خليفه اسلام به يوحنا استاد پزشكي دانشگاه گندي شاپور ميموني بزرگ براي تشريح هديه كرده و او نيز كتابي در علم تشريح نگاشته است. زكرياي رازي نيز از ميمون براي تشريح استفاده مي‌نموده است. ( منبع 1 ص 142)

 

تأسيس دانشکده پزشکی اهواز

طبق قانون تأسيس دانشگاههاي شهرستانها مصوب 3/3/1328 ماده واحده – وزارت فرهنگ مجاز به تأسيس يك دانشكده پزشكي در اهواز گرديد.

نخستين قدم :

در سال 1333 آقاي دكتر اديب از طرف وزارت فرهنگ مأمور مي شوند كه در خصوص تأسيس دانشكده پزشكي در خوزستان مطالعه كافي نمايند . ايشان در گزارش مورخ 14/7/1333 كه بعنوان وزير فرهنگ وقت تهيه شده به بررسي امكانات و طرح مشكلات كار مي پردازند و از هر لحاظ موضوع را مورد بحث قرار ميدهند .در گزارش ايشان  آمده ‏، «‌ جناب آقاي جعفري وزير محترم فرهنگ ، محترماَ باستحضار خاطر عالي مي رساند ، مأموريتي كه اينجانب براي مطالعه در تأسيس دانشكده پزشكي در خوزستان داشتم انجام وگزارش آنرا تقديم مي دارد. اهواز با اينكه محل استانداري و مركز استان است براي محل دانشكده وسايل كافي ندارد و بايد محل دانشكده در آبادان كه جمعيت بيشتر و همچنين بدليل وجود شركت ملي نفت وسايل كار فراهم تر است تأسيس گردد.» اما پس از اين گزارش هيچ اقدامي صورت نميگيرد .( منبع 2  – ص 12تا 15)

دوره تصدي آقاي دكتر محمد كار از  آذر ماه 34 تا خرداد ماه 1340 . در همين ايام دكتر محمد كار كه مدتي براي تحصيل و مطالعه آلمان بوده تصميم ميگيرند كه خدمتي بزرگ به وطن خود بنمايند به همین منظور به ايران مراجعت نموده و مأموريت يك مطالعه مجدد و دقيق براي تأسيس دانشكده پزشكي در خوزستان بعهده او واگذار ميشود. در اين سفر دكتر كار مصمم ميشود كه از هرنوع عامل و امكاناتي براي تحقق بخشيدن به اين آرزوي بزرگ جوانان خوزستان استفاده كند .در اهواز و خرمشهر و آبادان با رؤساي محلي ملاقات مينمايد و جوانب موضوع را از هر جهت مورد توجه قرار ميدهد و پس از مراجعت به تهران گزارش زير را بعنوان وزير فرهنگ تهيه مينايد :

 « خاطر عالي را مسبوق ميدارد. اينجانب دكتر محمد كار روز اول آذر ماه 1334 بسمت مأموريت خود رهسپار و پس از توقف دو روز در اهواز مركز استان به خرمشهر و آبادان عزيمت نمودم . قبل از عزيمت گزارش دكتر اديب را بدقت مطالعه نموده بودم ، الحق مطالعه معزي اليه جامع و كامل و اينجانب چيز مهمي بر آن نمي افزايم فقط در بعضي نكات آن شايسته است تجديد نظر بعمل آيد . آبادان شهريست بزرگ كه هستي آن بسته بهمين صنعت نفت و بنابراين بيش از 90 سكنه آن نيز غير بومي است و اگر روزي با شرايط حاضر اين صنعت در آنجا از بين برود جز صحراي لم يزرع و محدودي بومي چيزي در آنجا باقي نخواهد ماند . از طرف ديگر چون براي تأسيس دانشكده و شروع به آموزش با ضعف بودجه نميتوان ساختمان و محل كافي براي دانشكده به اين زودي تهيه نمود و تنها جايي را كه ميتوان مورد استفاده قرار داد همان ساختمانها و تأسيسات نفت است . بهتر است قبلاً در يكي دو سال اول كلاسها را در آبادان تشكيل داد و براي ساختمان قطعي دانشكده كه ميليونها صرف آن خواهد شد يكي از شهرستانها يي را كه داراي مزاياي طبيعي بيشتري است انتخاب نمود. » دكتر محمد كار در گزارشي كه در روز افتتاح دانشكده باستحضار حاضرين در آن مجلس رسانيدند چنين توضيح ميدهند:

  « چون قانون ، محل دانشكده را در آبادان معين كرده بود تغيير مكان آن مشكل بنظر مي‌رسيد ، بدين لحاظ مشغول تهيه مقدمات شده به تهيه زمين براي ساختمان و استفاده از تأسيسات نفت پرداختم . ولي روز بروز موانع جديدي پيش ميآمد كه نظر مرا تأييد و تجديد نظر در محل دانشكده را ايجاد مينمود . معذالك قرار شد زمين  مجاور دانشكده فني را براي ساختمان تأسيسات دانشكده در اختيار دانشكده بگذارند و نامه اي بين وزارت فرهنگ و بانك ساختماني براي ساختمان تالار تشريح رد و بدل شد كه جناب آقاي مهران شخصاَ به خوزستان آمده يقين حاصل گرديد كه آبادان جاي دانشكده نيست و تصميم گرفته شد كليه نقشه و طرحها در اهواز بمنصه عمل در آيد. به اين ترتيب محل دانشكده از همان ابتدا از آبادان به اهواز منتقل گشت.

« اينك آغاز سال 1335 است و از دانشكده غير از چند نامه متبادله بين اينجانب و وزارت فرهنگ خبري نيست و در رديف اول مشكل محل و ساختمان در پيش است مخصوصاَ در اهواز مشكلي بس پيچيده و لاينحل است و هيچ اميدي براي پيدا كردن محل مناسبي جهت دانشكده نيست . بالاخره پس از جستجوي زياد خانه محقري كه بيش از چهار اطاق نداشت اجاره كرده و تابلوي دانشكده را سر كوچه آن نصب كردند و مشغول تهيه تجهيزات و مكاتبه با دانشگاه توبينگن براي استخدام استاد شدم .»سرانجام براي ساختمان محل دانشكده ، زميني بمساحت 90 هكتار در جنوب باغ كشاورزي ( زمينهاي فعلي دانشگاه) كه در اختيار وزارت فرهنگ بود در اختيار دانشكده پزشكي گذاشته ميشود و اولين كلنگ ساختمان سالن تشريح ( ساختمان كنوني دانشكده پزشكي ) در تاريخ 17/9/1335 بدست استاندار وقت خوزستان ( جناب آقاي مهدوي ) بزمين زده شد . اين ساختمان توسط بانك ساختماني و شركت پيمانكاري خندان شروع و بمدت سه سال ادامه داشت.

مشكل حل نشدني براي دانشكده پزشكي هنوز تهيه محل دانشكده بود دراين ايام اطلاع حاصل شد كه بانك ملي ايران قصد دارد ساختمان واقع در شهر اهواز را ( محل استانداري ، فرمانداري ، شهرداري و اصل چهار) بفروش برساند. اين ساختمان از بهترين ساختمانهاي شهر اهواز بشمار ميرود و قيمت آن بالغ بر صدوبيست ميليون ريال برآورد شده است . اين قيمت با بودجه پنچ ميليون ريالي دانشكده پزشكي تناسبي نداشت و از طرفي تخليه اين ساختمان ازطرف ادارات فوق محال بنظر مي‌رسيد. بالاخره با كوششهاي زياد،  آقاي دكتر كار موفق شدند بانك ملي ايران را راضي نمايند كه ساختمان را به قيمت تمام شده بيست سال پيش ( 1315) بيست ميليون ريال يعني به يك ششم قيمت روز بفروشد و بهاي آنرا به اقساط سه ساله دريافت كنند. سند خريد اين بنا در مهر ماه 1336 مبادله گرديد.

چنين بود كه در سال 1336 محل دانشكده پزشكي از خانه محقر چهار اتاقه به ساختمان جديد منتقل شده و بنا به عظمت گذشته و تاريخي دانشگاه جندي شاپور به دانشكده پزشكي جندي شاپور نامگذاري گرديد. ( محل كنوني دانشكده ادبيات و زبانهاي خارجه دانشگاه شهيد چمران اهواز واقع در فلکه سه گوش).

در تاريخ 23/10/1336 اولين كنكور ورودي با مديريت آقاي دكتر جعفر ايزدي و دبيران فرهنگ اهواز برگزار شد و روز 29/10/1336 اولين درس پزشكي در دانشكده بوسيله آقاي دكتر كار آغاز گرديد. در اولين جلسه درس استاندار و رؤساي دواير دولتي خوزستان حضور داشتند.

در اين زمان بود كه  دانشكده استادان آلماني را كه براي تدريس نامزد شده بودند، بوسيله تلگراف احضار كرد . ولي تا رسيدن ايشان زبان انگليسي با جديت هر چه تمام تر تدريس مي‌شد و آقاي دكتر ايزدي تدريس بيولژي حيواني را شروع نمودند. عده كارمندان دانشكده بيش از يك رئيس و يك معاون و يك حسابدار و چند پيشخدمت نبود. در تاريخ 11 اسفند 1336 اولين دسته استادان آلماني وارد اهواز شدند.

افتتاح دانشكده پزشكي در سال 1336

پس از تأسيس دانشكده علوم پايه پزشكي بنا گرديد كه دروس دوره ي علوم پايه پزشكي منحصراً در خود دانشكده و دوره‌ي علوم باليني در مراكز پزشكي جندي شاپور و گلستان آموخته شود . بنابراين دانشكده پزشكي از نظام كلاسيك آموزش تمام دوره‌اي پزشكي خارج و به صورت دانشكده علوم پايه پزشكي در آمد. هدف از اجراي اين برنامه از يك طرف تقريباً تفكيك دانشكده علوم پايه پزشكي از دوره‌ي باليني و از طرف ديگر وارد كردن عامل كنترل نزديك و دقيق بر امور آموزش باليني و تخصصي توسط خود مراكز و نيز ايجاد رقابت سالم بين آنها در زمينه‌هاي تأمين كادر و تهيه وسايل و بالا بردن كيفيت آموزش و پژوهش در مسير درماني بوده است . و در نتيجه پس از اخذ اين تصميمات درمراكز پزشكي گلستان و جندي شاپور گروه‌هاي مستقل باليني بوجود آمد و گذشته از رشته‌هاي موجود ، منجر به ايجاد گروه‌هاي چشم پزشكي و دندانپزشكي نيز گرديد .

تغييرات بنيادي در برنامه‌هاي آموزشي دانشكده پزشكي باعث دگرگوني‌هاي مطلوبي در تحكيم و كيفيت اطلاعات عمومي دروس پايه پزشكي گرديد. البته دانشكده پزشكي علاوه بر مسئوليت آموزش علوم پايه به دانشجويان رشته پزشكي از سال 1354 در رشته هاي آناتومي ، فيزيولوژي، ميكروبيولوژي و ... در سطح فوق ليسانس نيز دانشجو پذيرفته است . ( منبع 4  ص133 تا 134)

زماني كه آقاي دكتر علي اصغر عميد تصدي دانشكده پزشكي را عهدار شدند چهارمين سال تأسيس دانشكده در شرف اتمام بود. مشكل موجود دانشكده پزشكي نداشتن بيمارستان مجهز براي ادامه آموزش دروس باليني جهت دانشجويان سال چهارم به بعد بود. براي رفع مشكل با تهيه مقدمات موافقتنامه اي در مرداد ماه 1340 بين وزارت بهداري و وزارت فرهنگ منعقد گرديد.

طبق اين قرار داد قرار بر اين شد كه بيمارستان تازه تأسيس وزارت بهداري كه ساختمان آن در شرف اتمام بود به دانشكده پزشكي اهواز واگذار شود . از اين رو بيمارستان قديمي جندي شاپور و زايشگاه و درمانگاههاي موجود فعلي تا تكميل بيمارستان جديد مورد استفاده آموزشي دانشكده پزشكي قرار گيرد.

مدت چهار ماه اين موافقتنامه اجراء گرديد. اما چون امور درماني بيمارستان در ساختمان قديم متمركز بود و براي آموزش دروس باليني كافي نبود با مقامات شركت ملي نفت مذاكره گرديد و براي ادامه آموزش دروس باليني ، دانشجويان دانشكده پزشكي به بيمارستان شركت ملي نفت اعزام شدند.

اين برنامه نيز بمدت يكسال انجام گرديد ولي مغايرت مقررات استخدامي شركت نفت و وزارت فرهنگ امكان ادامه اين برنامه را متوقف نمود.

از سال تحصيلي 40 تا 1341 اقداماتي بعمل آمد كه وزارت بهداري ، بيمارستان فيروز آبادي را براي آموزش دروس باليني به دانشكده پزشكي اهواز واگزار نمايند. در طول سالهاي 1340 تا شهريور ماه 1342 با توجه به موافقتنامه متبادل بين وزارت فرهنگ و وزارت بهداري دانشجويان دانشكده پزشكي اهواز آموزش باليني را در بيمارستان فيروز آبادي تهران آغاز نمودند.

بموجب موافقتنامه ديگري آموزش دانشجويان سالهاي چهارم ، پنجم، ششم و هفتم دانشكده پزشكي اهواز بعهده دانشكده پزشكي تهران محول گرديد.

بهمراه اين اقدامات فكر تأمين و تهيه هيئت آموزشي ثابت براي دانشكده پزشكي دنبال گرديد. با پروفسور فيشر رئيس دانشكده پزشكي دانشگاه توبينگن آلمان مذاكره شد و ضمن ملاقاتهاي مقامات ذي اثر در تهران موافقت گرديد ، قرارداد قبلي وزارت فرهنگ و دانشكده توبينگن بمدت ده سال ديگر تمديد شود و ليكن دولت فدرال آلمان تمديد قرار داد را بمدت ده سال تصويب ننمود.

ناچار مستقيماَ به دانشكده هاي آلمان و ژاپن مراجعه و بالاخره قرار شد كه 10 نفر استاد از آلمان حداقل هر كدام براي سه سال به ايران اعزام شوند وتدريس دروس دانشكده پزشكي را عهده دار باشند. باين ترتيب مشكل اعزام استاد خارجي براي دوره هاي كوتاه مدت تا حدي برطرف گرديد. در طول اين سالها استادان دانشگاه تهران و ساير دانشگاههاي ايران در فرصتهاي مناسب جهت تدريس بنا بدعوت دانشكده پزشكي به اهواز مسافرت داشته اند.

در روز 9 اسفند ماه 1345 ( روز احياء دانشگاه) تصميم بر احياء و رفع احتياجات و نقائص دانشكده پزشكي گرفته شد و پس از تعميرات اساسي ، تغييرات كلي در ساختمان دانشكده پزشكي داده شد و آنرا بصورت كنوني براي استفاده رشته هاي مختلف در آوردند و نام آن را از دانشكده پزشكي به (مركز آموزش سمعي و بصري ) تغيير دادند. اين مركز مجهز به سيستم تلويزيون مدار بسته و دستگاههاي سمعي و بصري و لابراتوارهاي گوناگون بود . پس از چندي باز اسم مذكور را به (مركز علوم پايه) و بعد به (مركز آموزش) تغيير دادند و بالاخره در سال تحصيلي 49تا50 با افتتاح دانشكده علوم، اين ساختمان به دانشكده علوم تعلق و تابلوي دانشكده ، به جاي تابلوي مركز آموزش نصب گرديد.

همزمان با تغييرات اساسي ساختمان دانشكده علوم  ، ساختمان سالن تشريح دانشكده پزشكي را كه از سال 1338 تا سال 1347 بعلت كمبود اعتبار و اختلافات دانشگاه با بانك ساختماني كار ساخت و ساز اين ساختمان تعطيل شده بود  در سال 1347 پس از مذاكرات و مطالعات زيادي از طرف مشاورين سازمان برنامه موافقت شد كه اين ساختمان را علاوه  بر سالن تشريح براي كلاسها و آزمايشگاههاي دانشكده پزشكي آماده نمايند. و پس از يك سال ساختمان دانشكده تمام و بوضعي در آمد كه تقريباً دانشجويان مي‌توانستند از آن استفاده كنند. ساختمان مذكور مجهز به آسانسور نیز بوده است.

سرانجام در تاريخ سه شنبه دوم دي ماه 1348 شمسي دانشكده پزشكي با سه كلاس درس با گنجايش 77 نفر و همچنين آزمايشگاهاي بافت شناسي و آسيب شناسي ، بيو فيزيك و فيزيك پزشكي ، انگل شناسي ، ميكرب شناسي ، فيزيولوژي ، بيو شيمي و چند آزمايشگاه تحقيقاتي ديگر ، سالن تشريح با 10 ميز جسد و نيز قسمت مخصوص تهيه نعش افتتاح گرديد.

از سال 50 دانشجويان سال اول دانشكده قسمتي از دروس خود را در دانشكده علوم و نيز قسمتي را در دانشكده پزشكي مي خواندند ، و دانشجويان سالهاي دوم و سوم پزشكي در دانشكده پزشكي و نيز در بيمارستان جندي شاپور به فراگرفتن دروس مربوطه مشغول بودند.  

چون دانشكده پزشكي نياز به كتابخانه‌اي در محل ساختمان دانشكده داشت و جاي كافي در دانشكده نبود، لذا در تابستان سال 1347 اقدام بساختن كتابخانه‌اي در زمينهاي جنوب دانشكده نمودند. ( منبع 2  – ص 16تا 45 ) . ( محل كتابخانه دانشكده پزشكي تا سال 1389)

اولين شماره مجله‌ي علمي پزشكي دانشكده با نام « جنديكا» در آذر ماه 1350 تهيه و هر 3 ماه يكبار منتشر ميگرديد. اين مجله حاوي مقالات ، ترجمه‌ها، گفتني ها و آخرين خبر‌هاي دنياي پزشكي بوده است . ( منبع 4 ص 133)

 

معرفی رؤساي دانشگاه جندی شاپور از دوره ساسانی تا سال 1350 و رؤساي دانشكده پزشكي اهواز  ازسال 1334  تا سال  1390 به استناد منابع قید شده و اطلاعات موجود:

*********

1- درستپاد جبريل : وزير بهداري و رياست دانشگاه جندي شاپور در دوره پادشاهي شاپور اول فرزند اردشير بابكان

2- جورجيس بن بختيشوع : رئيس دانشگاه گندي شاپور

3- جبرئيل بن بختيشوع ( پسر جورجيس بن بختيشوع): رئيس دانشگاه گندي شاپور

*********

4- دكتر محمد كار: 1334 تا 1340 ( رياست دانشكده پزشكي)

5- دكتر علي اصغرعميد : 1340 تا 1345 ( سرپرستي دانشگاه و رياست دانشكده پزشكي)

6-  دكتر تراب مهرا  : 1345 تا 1347  ( رياست دانشگاه)

7- دكتر داود كاظمي : 1345تا 1347 ( سرپرستي دانشكده پزشكي)

8-  دكتر داود كاظمي : 1347 تا 1348 ( رياست دانشگاه)

9-  دكتر محمد عاملي : 1347 تا 1348 ( رياست دانشكده پزشكي )

10-  دكتر داود كاظمي : 1348 تا 1349 ( رياست دانشگاه و سرپرستي دانشكده پزشكي)

11-  دكتر عباس جامعي : 1349 تا 1350 ( رياست دانشگاه)

12ـ دكترسيد مجيد احمد يزاده : 1349 تا 1355 ( سرپرستي دانشكده پزشكي)

13- دكتر منوچهر دوايي : 1355 تا 1356 ( رياست دانشكده پزشكي)

14- دكتر ** حريري  : 1356 تا 1357 ( رياست دانشكده پزشكي)

*********

◄ از سال  1357 پس از پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي در ايران تا زمان شروع جنگ تحميلي،  سرپرستي و تصميم گيري در خصوص دانشكده پزشكي اهواز توسط شورا انجام مي‌پذيرفت.

- آقاي مهندس عزيز قهاري ( كارشناس ارشد انگل شناسي) : رئيس شوراي دانشكده پزشكي

- آقاي مهندس بيژن نهاوندي و آقاي مهندس حسين تمدن ( كارشناس ارشد بيوشيمي) : رئيس شوراي دانشكده پزشكي

*********

◄ در زمان جنگ تحميلي و دفاع مقدس حدوداً از شهريور ماه   تا آذر ماه 1359، وضعيت دانشكده پزشكي نامشخص و نيمه تعطيل اعلام گرديد و اعضاء هيئت علمي و پرسنل جهت اعلام حضور خود به دبيرستان نظام وفا و يا دانشكده ادبيات و زبان خارجه( ساختمان سه گوش) مراجعه مي نمودند.

*********

تفكيك دانشگاه علوم پزشكي از دانشگاه های وابسته به وزارت علوم و آموزش عالی

15 ـ دكتر محمد كاظم غريب ناصري : آذر 1359 تا 1363( سرپرست دانشكده پزشكي علوم پايه )

◄ در دوره معاصر و قبل از تشكيل دانشگاههاي علوم پزشكي ، دانشكده پزشكي يكي از واحدهاي تابعه دانشگاه جندي شاپور سابق وابسته به وزارت علوم و آموزش عالي بوده است .دانشگاههاي علوم پزشكي سراسر كشور با تصويب قانون تشكيل وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشكي در مجلس شوراي اسلامي در سال 1364 تشكيل شدند و از آن زمان عهده‌دار امور آموزشي عالي در رشته‌هاي علوم پزشكي گرديدند از جمله اين دانشگاهها ،دانشگاه علوم پزشكي اهواز بود كه رسماً در اوايل سال 1365 بصورت مستقل فعاليت خود را آغاز نمود.

16ـ دكتر علي اكبر معاضدي : از 1364 تا 1366 ( رياست دانشكده پزشكي)

17ـ دكتر  هدايت اله نحوي  : از 1366 تا 1369 ( رياست دانشكده پزشكي)

18- دكتر حيات ممبيني : از 1369 تا 1371 ( رياست دانشكده پزشكي)

◄ با ادغام سازمان منطقه‌اي بهداشت و درمان خوزستان در دانشگاه ، تشكيلات گسترده‌اي در سطح استان تحت نام " دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني اهواز" در سال 1372 بوجود آمد.

19- دكتر منصور سلطانزاده : از 1371 تا 1374 ( رياست دانشكده پزشكي)

20- دكتر علي اصغر رمضاني : از 1374 تا 1375 ( رياست دانشكده پزشكي)

21- دكتر منصور سلطانزاده : از 1375 تا 1377 ( رياست دانشكده پزشكي)

21- دكتر محمد حسين سرمست : از 1377 تا 1381 ( رياست دانشكده پزشكي)

22- دكتر حاتم بوستاني : از 1381 تا 1383 ( رياست دانشكده پزشكي)

23ـ دكتر مصطفي فقهي : 1383 -  1387 ( رياست دانشكده پزشكي)

24- دکتر علیرضا مظفری : 1387- 1390 ( ریاست دانشکده پزشکی)

25- دکتر احمد رضا مهتدی : 1390 – 1392( ریاست دانشکده پزشکی)

26- دکتر سید جلال هاشمی : 1392 - 1394

27- دکتر محمد فکور : 1394 -1396

 28-دکتر سید سعید سیدیان: 1396-تاکنون

 

منابع :

1ـ پيشينه تاريخي دانشگاه گندي شاپور – تأليف دكتر حسين نخعي – آذر ماه 1357

2ـ كتاب دانشكده پزشكي جندي شاپور از تأسيس تا سال 1350- تهيه كننده احمد بهروز- عطاء اله اشراقي

3- مقالات برگزيده همايش خوزستان و گفتگوي تمدنها- كميته گفتگوي تمدنها دانشگاه علوم پزشكي اهواز

4- پيدايش و گسترش دانشگاه جندي شاپور – دفتر معاونت پژوهشي و برنامه ريزي – بهار 2536 ( 1356)

 

تدوین: روابط عمومی دانشکده پزشکی


رسالت و اهداف دانشکده پزشکی جندی شاپور اهواز

حوزه فعالیت دانشکده پزشکی اهواز در زمینه آموزش، پژوهش و درمان مبتنی بر توسعه ارتقاء سلامت می­باشد. این دانشکده وظیفه تعلیم و تربیت و تأمین دانش آموختگان برتر، توانمند و متعهد در رشته پزشکی جهت نظام سلامت کشور را بر عهده دارد. آموزش دانشجویان با جدیدترین شیوه­ های تدریس و منطبق بر استانداردهای نوین آموزش پزشکی، با تخصیص بهینه امکانات، تجهیزات و منابع و امکانات بیمارستانی و مراکز بهداشتی درمانی، با حداقل هزینه و نیز ارتباط با مراکز علمی داخل کشور انجام خواهد شد. این دانشکده تلاش می­نماید که در محیطی علمی و پویا که زمینه ساز ایجاد رابطه منطقی و صمیمی بین دانشجو، استاد و محیط است، تسهیلات لازم را برای مطالعه و تحقیق در شاخه­ای مرتبط با رشته پزشکی جهت اساتید و دانشجویان مستعد و کارکنان را فراهم سازد تا آنها ضمن فراگیری مهارت­ها، توانایی فعالیت در عرصه­ های آموزشی، پژوهشی و درمانی را در جامعه کسب نمایند. ایجاد چنین محیطی نشانگر تعهد، علاقمندی و پایبندی ما به سند چشم انداز جمهوری اسلامی ایران در افق  ۱۴۰۴ هجری شمسی و نقش خلاقیت، پژوهش و نوآوری در عرصه آموزش نوین پزشکی خواهد بود . ما بر این باوریم که حفظ کرامت و حقوق انسانها، برخورداری از وجدان کاری، توسعه سلامت و رفاه به دور از تبعیض، رکن اساسی فرهنگ اسلامی ایرانی است و سرلوحه رسالت ما می باشد .از آنجا که  پزشک یک انسان از خود گذشته بوده و پزشک مسلمان با نگاه والاتری به دردمندان می‌نگرد، همواره روح کلی آموزش پزشکی بر اساس حس انسان دوستی وکسب رضایت الهی و شرافت خدمت به انسان ها برنامه ریزی می گردد.



6.0.3.0
گروه دورانV6.0.3.0